تبليغاتX
امان از درد یتیمی

امان از درد یتیمی

عشقی

شکل دهنده ی زندگی مادر

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 7:22 قبل از ظهر  توسط احسان   | 

تولدت مبارک عشق گمشده من

RajabBirthday(2005)SRW.JPG به یاد آن روزهای خوش که با تو بودم افسوس که الآن نیستی اینجا              

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

عشق من بيا پيشم كه دوستت دارم

دل تنگتم....www.orchid.blogfa.comدلم تنگه بيا پيشمكه منتظرت ميمانم

 

 

 

       تموم آرزوم اينه كه يه شب بياي تو خوابم

 

يه شب پا بذاري توي پس كوچه هاي قلبم

 

ببيني از دوريت شدم پژمرده

 

حالا من غمگين برات مي خونم اين ترانه ي رنگين

 

تا شايد تو گذري كني ازاين كوچه ها

 

ببين تنها بهونه براي شعرم شدي

 

دارم مي نويسم برات تنها تو هستي مونسم

 

تنها مي خونم برات كه بموني كنارم

 

مي دونم رفتي ديگه بر نمي گردي

 

ولي بدون تا ابد برات مي خونم تا برگردي كنارم

 

منتظرم نذاري كه تو پس كوچه ها بمونم

 قاصدک خیال

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

دوستت دارم

بیا پیشم که دوستت دارمدر انتظار تو می مانم

زیرا که دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستت دارم    

 

 چند وقته که خوابت رو میبینم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

در انتظار ديدنت ميمانم

          

در انتظار ديدنت ميمانم

تو اينجا نيستی !

 

 و من تنهای تنها‌يم 

 

با سکوتی سخت در

  

بیا بیا به لاله ها گيرم

و می دانم ، هيچوقت نميايي 

و آرزوي ديدنت را در غروبی سرد و غمبار و پر از ترديد

 

 درون قلبم به خاك مي‌سپارم!

اميد ديدن تو ، مرا زنده نگه می دارد و ...

آری تو ميآيی !

تو ميآيي بهانه من

و می دانم دوباره شاخه های خشک احساسم

                                       جوانه می‌زند 

لبريز از عشق و شکوه زندگی می گردد و با تو

تمام لحظه های تلخ پاييز و زمستان را 

تمام لحظه های بی تو بودن را

تمام خاطرات سرد و بی روح نبودت را

شبيه قاصدک ، در دست های باد می اندازد و ديگر 

به آن فصل پر از دلتنگی و سرما می نشيند!

((در انتظار ديدنت ميمانم))

عشق

عشق یعنـــی قلب پاک و ناز تــو

 

سوی عرش بیکــــران پرواز تـــو

عشق یعنـــی مهـــربانی هــای من

 

حرف هـا و خنـــده و آوای مــن

عشق یعنی یک تبسم یک نگـــاه

 

تیر زدن بر قلـــب پاک بی گنــاه

عشق یعنی جان خود کردن نثـــار

 

خالصانه در قـــــدوم شهـــر یــار

عشق یعنی رنگ ســـرخ لالـــه ها

 

یک ضیـــافت در بهار از ژالــه ها

عشق یعنـی رنــج تنـها بودن است

 

راز های زندگـــی را جستن است

عشق یعنـــی رنگ آبـــی سمـــاء

 

بی محبت زندگـی گـــردد فنــــا

عشق یعنی بــوی گـــل در باغـها

 

پر گشودن لحظه ای سوی سمـــاء

عشق یعنـــی وسعــت بحــر تمیـز

 

هرچه دردنیاست دیدن چون پشیز

عشـق یعنی صدای دلنشیــن آبشار

 

یک فشـار دست بر دستــهـای یار

عشق یعنـــی قطـعه ای الماس ناب

 

روشنــا تــر از مــه و هـم آفتــاب

عشق یعنی سبــزه ای در نـو بهـــار

 

هر که عاشق نیست گردد شرمسار

عشق یعنی دشمــن بیمــاری هــا

 

دارویـــی بــر درد هــای بـی دوا

عشق یعنی یک ترنــم در بهـــار

 

چیـــدن گـل بهــر قلب داغـدار

عشق یعنـــی اوج اشـــعار بلنــد

 

قلب معشــوقت کنــد در بند بند

عشق یعنـی والـــه و شیدا شــدن

 

چون نسیم سحر پیـــدا شـــــدن

عشق یعنی زنــدگـــی بی غبـــار

 

گر مســافر هستی و یا پیش یـــار

عشق یعنی همــت بــی منتـــهـــا

 

همتــت افــزون کند ای بیــنـــوا

عشق یعنی نـــور روشنـتــر ز مـاه

 

کلبه ات روشن کند هـر شـامــها

عشق یعنــی دُرّ گران این جهــان

 

می شود مهمان کجا خواهد همان

عشق یعنی اشعه ای تنگ غـروب

 

گر جوانی از دلت آن را مــروب

عشق یعنـی کفــتری بــالای بـام

 

می پرد گـــر تیــز بردارند گــام

عشق یعنی تحفه ای از ذوالجلال

 

هر کی را است شمه ای عز و کمـال

عشق یعنـی مهر و آوای فرهمند

 

دلنشین است این صداهای فرهمند

  ها        

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

افسوس با من نيستي كه ببيني چقدر دوستت دارم

دوستت دارم افسوس كه قدر يك دنيا از من دوري بيا پيشم كه دوستت دارم اي عشقدوستت دارم به قدر

 هفت آسمونبياپيشم من منتظرم

افسوس

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود

  کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود

  کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

  کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود من نبردم از ياد

  لحظه ي زيبايي که تو من را به فراسوي نگاهت بردي ودر آن لحظه ي

  روييدن عشق من فقط غرق در آهنگ صدايت بودم

  ولي افسوس که بردي از ياد قلب تنها وترک خورده ي من که فقط مال تو بود

 

بدرود

 

عيد  پاک مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

عاشقی

 

 

عشق یعنی  تا سحر دریا شدن

مثل یک پروانه  بی  پروا شدن

عشق یعنی سر به زیر انداختن

  درحریم دلبری  جان   باختن

عشق یعنی بر سر دار آمدن

بی  محابا  دیدن  یا ر آمدن عشق یعنی پرزدن بی بال وپر

دیده را  دریا  نمودن تا  سحر

عشق  یعنی  گفتگو  با کربلا

سر کشیدن  باده  از جام  بلا

عشق یعنی دیده برخنجرزدن

  مثل طوطی درقفس پرپرزدن

عشق یعنی گم  شدن  در جام  می

راز  دل بی پرده  بشنیدن  زنی

عشق  یعنی  خاک  پای  خاکیان

می  زدن در  حلقه ی   افلاکیان

عشق یعنی مثل یک گل وا شدن

  فــارغ  از  بی  تابی  دنیـــا  شـدن

عشق یعنی شب نشینی با  خدا 

گفتگو  با  ناله  اما  بی  صدا

عشق یعنی پای کوبی  در منا

با  صفا  دل  را  نمودن  آشنا

عشق یعنی دیدن موسی به طور

یک جهان بی ناشدن ازبوی نور

عشق یعنی پای هر بت« لا» شدن

مست و مجنون درپی لیلا شدن

عشق  یعنی  زندگی  را  باختن

 خانه ای در کوی  دلبر ساختن

عشق  یعنی  از  حرا تا کربلا

جان  سپردن تشنه لب درنینوا

عشق یعنی چون کبوتر ساده باش

 پای  هر صاحب  دلی افتاده  باش

عشق  یعنی  فارغ از رنگ و ریا

دوستی  با  لاله  و  گل   بی ریا

عشق یعنی کار نیکو کردن است

برصداقت راستی خوکردن است

عشق یعنی عشق بازی با چمن

 گفتگو  با  لاله  و  با  یاسمن

عشق یعنی مثل آب آبی شدن

هرشبی با گریه  مهتابی شدن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

عاشق

شبي غمگين شبي باراني و سرد 

شبي غمگين شبي باراني و سرد 

مرا درغربت فــردا رها كرد

دلم درحسرت ديــداراومـاند 

مرا چشم انتظاركـوچه ها كرد

به من ميگفت تنها وغريب است 

ببين باغربت

شبي غمگين شبي باراني و سرد 

شبي غمگين شبي باراني و سرد 

مرا درغربت فــردا رها كرد

دلم درحسرت ديــداراومـاند 

مرا چشم انتظاركـوچه ها كرد

به من ميگفت تنها وغريب است 

ببين باغربتش بامن چه هاك

ـرد

تمام هستــي ام بود وندانست 

كه در قلبم چه آشو ته دنيبي به پا كرد

واوهــرگزشكستم را نفهميد

اگرچه تــا ته دنيا صدا كردعكس عاشقانه

عكس عاشقانه

ش بامن چه هاكـرد

تمام هستــي ام بود

عکس عاشقانه ( love

كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد

ا صدا كرد

www.hamtaraneh.com

 

واوهــرگزشكستم را نفهميد

اگرچه تــا ته دني

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

غم

به نام آنکه غربت را بنا کردمرا از تو تو را از من جدا کرد

به یاد آن دوستان قدیم .كه يادي از ما نمي كنند

 ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط احسان   | 

سلام دوست من

بنويس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط احسان   |